آیلینآیلین، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 25 روز سن داره

معنی زندگی آیلین

سکته بابا جون

روز بعد از عقد صابر بود که بابای من سکته کرد 1 سکته قلبی و 2 تا سکته مغزی چی به ما گذشت فقط خدا می داند و بس چشماشو از دست داد اما الان شکر خدا دوباره داره بینایش رو به دست میاره این مربوط میشه به شهریور 92
16 بهمن 1392

ببخشید دیر اومدم

یه مدت افسردگی داشتم حاضرم نبودم که پیش دکتر برم اما به هر حال یه کمی با خودم کنار اومدم و تصمیم گرفتم باز هم زندگی کنم از الان دیگه سعی میکنم همیشه این وب رو به روز کنم شرمنده از تأخیر بوجود آمده
16 بهمن 1392

مادرم روزت مبارک

رنگ چشم مادرم را ! ... کلمه به کلمه ، دنیا به دنیا ، باران به باران از بر میکنم من ندارترین فرد زمینم ای قبر دهن بگشا مادرم اشکهایم را ببیند مادرم روزت مبارک برای شادی روح همه مادرایی که دیگه بین ما نیستند علی الخصوص مادرم فاتحه ای قرائت کنید آیلین جونم چهارشنبه 1392/02/11 روز مادر بود برای دومین سال روز مادر برایمان بدون مادر  گذشت تصمیم گرفتم حالا که مادرم نیست تا این روز رو بهش تبریک بگم واسه مادربزرگ خدابیامرزت یه مجلس دعا و مولودی بذارم تا ثوابش به روح مادر جونت برسه و این مجلسو به روز پنج شنبه 1392/02/12 موکول کردم که ثوابش بیشتر باشه چون روز پنج شنبه روح درگذشته ها آزاده و منتظر دعای خیر از سوی...
24 ارديبهشت 1392

اولین سالگرد مامان بزرگ مهربون آیلین

همه می گویند چه گونه ام؟ ..... می گویم رو به راهم .....! چه می دانند..... رو به راهی که تو رفته ای یکسال گذشت در تلاطم باد غارتگر ، یکسال از آن اتفاق بی پرسش گذشت و عجب سال پربارانی بود حدود چشمهای منتظرمان...... دیدگانمان خشک شد به راهی که رفتی و دیگر امید بازگشتی نبود یکسال است که فانوس به دست سراغت را هر شب جمعه بر سردی مزاری می جوئیم که آنجا خفته ای آرام و بی صدا و در این زمان بی تو بودن همیشه هوای تو سرازیر هق هقمان بود مادر جان همیشه لبخند تو بود که اتفاق شادمانی را بشارت میداد و حالا ..... یکسال است که غمهای جهان ما را احاطه کرده و دیگر رمق لبخندی حتی برایمان نمانده حالا غیر از همین صبور...
10 دی 1391

آیلین نیم ساعت بعد از تولد

  اِ نرو نرو،بابا جان نظر دادن یادت رفت!!! هه ،هه ......دستت درد نکنه!!!! این عکس نیم ساعت بعد از تولدت گرفته شده دخملم آیلین گلم شما روز جمعه 05/09/1389 ساعت 18:20 عصر به دنیا اومدی و دنیای ما رو پر از شادی کردی خدا رو شکر میکنم که یک چنین نعمت بزرگی روبه ما عطا کرد.   ...
18 شهريور 1391

آیلین 66 روزه

    اِ نرو نرو،بابا جان نظر دادن یادت رفت!!! هه ،هه ......دستت درد نکنه!!!!   آیلین جونم اینجا 66 روزه که به دنیا اومدی گلم دوستت دارم عزیزم. ...
18 شهريور 1391

غم

سلام آیلین مامان دلم خیلی گرفته خدا رو شکر که خوابیدی گلم چون اصلآ دوست ندارم جلوی تو اشک بریزم و تو رو ناراحت کنم الان که دارم اینا رو مینویسم ١٧ بهمن سال نوده ٣٩ روز پیش یه تصادف وحشتناک مادر من یعنی مامان جون تو رو ازمون گرفت دخترم با مرگ مادرم من نابود شدم داغونم روحیه ام خیلی خرابه دارم دق می کنم کاش به جای اون من مرده بودم چون اون بلد بود واسه تو مادری کنه اما من ...       اون روز لعنتی هشتم دیماه وقتی بهمون خبر دادند که بابایی و مامانی تو جاده تصادف کردن تا وقتی رسیدم پای صحنه تصادف مردم و زنده شدم تمام راه رو ضجه زدم وبه خدا التماس کردم که باشن زنده باشن وقتی رسیدم بیمارستان اون شه...
17 بهمن 1390